... و هی فکر میکنم

مخصوصا به تو فکــــر میکنم

آنقدر فکر میکنم  ،  که یادم میرود به چه فکر میکنم

به تو فکر میکنم  :  مثل مومنی که به ایمان باد و به تکلیف بید  ، مثل مسافر به راه  ،  مثل علف به ابر  ، مثل شکوفه به صبحُ و  مثل واژه به شعــــــر ....

به تو فکر میکنم :  مثل خسته به خواب ُ و  مثل نرگس به اردیبهشت ....

به تو فکر میکنم :  مثل کوچه به روز  ، مثل نوشتن به نی  ، مثل خدا به کافر  و  مثل زندان به زندگی ....

به تو فکر میکنم : مثل برهنگی به لمس و  تن به شستشو ....

به تو فکر میکنم : مثل کلید به قفل ، مثل قصه به کودک ، مثل پری به چشمهُ و پسین به پروانه ....

به تو فکر میکنم : مثل آسمـــــان به ستاره و  ستاره به شب ....

به تو فکر میکنم  : مثل حروف الفبا به عین  ، مثل حروف الفبا به شین  ، مثل حروف الفبا به قاف .... همین !!!!

هر چه گفتم ، انگار.... همین سه حرف آخر بود ....

حالا باید بخوابم

فردا باز هم به تو فکر خواهم کرد  ،  مثل دریــــــــــا به ادامه ی خویش ............