سلام بانوی دور از من و همیشه با من

سلام دختر خوب ایام کبود

سلام یادگار خورشید

از اینکه به وبلاگ خودت سر زدی بسیار مسرورم کردی . کاش جایی با هم مینشستیم و دور از تمام دنیا همه غمهایت را برایم میگفتی تا دلت مثل آسمان رنگین کمانی بعد از باران  باز شود.

کاش اینهمه که گوشه گیری میکنی   کمی به فکر روحیه و آرامشت و ... بودی

باور کن امروز چند بار خواستم با تو صحبت کنم ولی ....

قلم به کاغذ بردم .... نوشتم .... اما باز    سردی تو    قلم را در دستانم خشکاند

باور کن گله نمی کنم .... فقط نگران توام .... خودت خوب میدانی

کاش این دوئل سکوت ۴٠ روزه برای تو حداقل همان ۴٠ روز بود .... و کاش رقم آخرین دیدار یک ساعته امان  همان ١١۵ روزی که گذشته است  بود .... حتما" هم یادت رفته که قرار بود قرار بعدی را تو مشخص کنی ..... و من همچنان صبوری میکنم .....

آخرین حرفم یادداشتی است در قالب عکس تقدیم به تو که بهترینی