نوشـــــا

من هـــر صبـــح

با نفســـــی عمیــــق ،

عطـــــــر تـــــــــرا می بویم ....

و آهسته زیر لب می گویم : برخیــــز مونس من  ، صبح دیگریست .....

 

پی نوشت : چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟  ..... (آنا گاوالدا)