یاد اون روز به خیر

من در سالروز تمام روزهایی که با تو بوده ام  نوشا  ،  هزار بار  همه لحظه هایی که با هم داشتیم  ، همه راه هایی که با هم رفتیم  ،  همه ترانه هایی که با هم خواندیم را  مـــــــرور میکنم  . . .  امروز هم  بیاد هشت سال پیش  بودم       تهران ، پارک طالقانی ، کاست یادگار دوست ، ناهار کوکو  ، اریترومایسن گلوی تو   و  آن مانتوی سبز کم رنگ و شالی بلند به رنگ آبی آسمان . . .

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری         آسمان وقتی که می پوشی کبوتـــــر می شوم

 

پی نوشت : فردا تولد کوچولوی خواهرت یادت نره نوشای فراموشکار

/ 0 نظر / 6 بازدید