فقط کسی باش در بی کسی ... همین

هزار سال به سوی تو آمدم
 افسوس
هنوز دوری دور از من ای امید محال
هنوز دوری آه از همیشه دورتری
همیشه اما در من کسی نوید دهد
 که می رسم به تو
 شاید هزارسال دگر
صدای قلب ترا
پشت آن حصار بلند
 همیشه می شنوم
 همیشه سوی تو می ایم
 همیشه در راهم
 همیشه می خواهم
 همیشه با توام ای جان
همیشه با من باش
همیشه اما
 هرگز مباش چشم به راه
همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ
 همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه

/ 1 نظر / 4 بازدید

الان موفق شدم شعر قشنگی که نوشته بودی بخونم.ممنونم من هیچ وقت هیچ چیزی نداشتم که بهت بدم فقط برات آرزوی سلامتی و خوشبختی می کنم مخصوصا امشب که پا توی یک مکان مقدس گذاشتی یک شاخه گل سرخ از راه دور هدیه به تو که بهترین دوست من هستی کسی که هیچ وقت مرا فراموش نخواهد کرد [گل] چقدر دیر متوجه می شویم که زندگی یعنی همان روزهایی که زود گذشتن آن را آرزو می کنیم